فرق فلکه با میدان چیست؟
اينجافلكهاستياميدان؟
ميدان يك فضاي شهري است . يك فضاي ايستا و يك گره ،نه گره ترافيكي و اتومبيلي بلكه يك گره مردمي با مشخصات ،هويت و عملكردهاي خاص خود، مانند ميدان توپخانه كه زماني كاركرد نظامي داشته يا همين ميدان فرحزاد كه توده هاي آن عملكرد اقتصادي و اجتماعي دارد، اصولا در ميدان بحث كنترل ترافيك مطرح نيست.
اگر اين تعريف اصولي ميدان است پس چطور فضاهايي كه وسطشان هم تابلويي همچون مهر تاييد كوبيده شده اين ميدان فلان است ،هيچ يك از اين مشخصه ها را ندارد؟ميدان فرهنگ و بوستان و صنعت كه گره مردمي ندارند و اصولا جداره هاي آن خبري از مراكز فرهنگي و اجتماعي و غيره نيست ،تمامش گره ترافيكي و ماشيني است.پس نام واقعي اين فضاها چيست؟ميدان يا چيز ديگري؟
بهروز جعفري استاد معماري و شهرسازي يكي از دانشگاههاي واقع در سعادت آباد ضمن اين تعريف براي ميدان ،مي گويد اغلب فضاهايي كه ميدان نام گرفته اند نامشان فلكه است.
فلکه
"بهروز جعفري" استاد رشته معماري و شهرسازي كه ساكن شهرك غرب و كارمند وزارت مسكن و شهرسازي است با تعريفي كه ازميدان دارد منظر ديگري مقابلم باز مي كند.
او پيش از اظهار نظر درخصوص وضعيت اين فضاها به تعريف و تفكيك ميدان و فلكه مي پردازد و با اين توضيح كه عملكردهاي ميادين توسط جداره هاي آن مشخص مي شود مي گويد:"به عنوان نمونه ،جداره هاي ميدان فرحزاد عملكرد اقتصادي و اجتماعي دارد و مردم مي توانند نيازها و مايحتاج روزانه خود را از آن محل تهيه كنند بدون اينكه شاهد تلاقي 2 خيابان و گره ترافيكي باشيم اما در فلكه ها مانند فلكه بوستان ما شاهد گره ترافيكي هستيم و هيچ گره اجتماعي ،اقتصادي يا سياسي و مردمي در آن وجود ندارد."
"جعفري" با اين توضيح كه فلكه براي كنترل ترافيك است ادامه مي دهد:"وقتي 2 گذر يا خيابان به هم مي رسند يك گره ترافيكي ايجاد مي شود و كارشناسان براي كنترل اين گره ترافيكي در اين محل يا چراغ هاي زماندار نصب مي كنند تا اتومبيل ها پس از توقف كامل به نوبت ادامه مسير دهند يا اينكه با ايجاد فلكه،بدون توقف و ايست كامل،گره ترافيكي كنترل مي شود، مانند فلكه بوستان و كاج كه اغلب به اشتباه آنها را ميدان مي شناسيم."
اين استاد معماري و شهرسازي كه حتي برخي از فلكه ها را هم فلكه مناسبي نمي داند در خصوص اين نظر هم توضيح مي دهد:" محلي كه ميدان صنعت نام گرفته نه تنها هيچ يك از مشخصه هاي ميدان را ندارد بلكه اگر بخواهيم آنرا فلكه هم نامگذاري كنيم باز هم اشتباه كرده ايم چون اين محل حتي ويژگي هاي يك فلكه مناسب را هم ندارد ،فلكه براي كنترل ترافيك بدون توقف است اما در اين محل مانند تقاطع عمل شده و كنترل ترافيك آن مانند چهار راه ،با چراغ زماندار و توقف كامل خودروها انجام مي شود."
فلکه های بي هويت
از معني و تعريف بگذريم ونگاهي به نام و نماد همين ميادين و در واقع همين فلكه ها بياندازيم. حتما تاييد مي كنيد كه اغلب اين فضاها بيانگر هيچ هويتي نيستند ،نماد مناسبي ندارند و گاها نامشان هم متناسب با محيطشان نيست. به عنوان نمونه وقتي فردي براي اولين باربا نام ميدان صنعت روبرو مي شود گمان مي كند كه اطراف اين ميدان مراكز صنعتي قرار دارد يا چيزي شبيه اين ،اما وقتي اين محل را از نزديك نظاره مي كند با فضاي متفاوتي روبرو مي شود ،جداره اي مسكوني و ايستگاههاي تاكسي و اتوبوس. اگر هم چشمانش در جستجوي هويتي در ميدان بگردد تا حداقل تاريخچه اي يا دليلي از اين نامگذاري را بيابد جز تكه سنگي و پايه مربع شكل فلزي نمي بيند. فلكه فرهنگ هم همينطور، چه نمادي دارد كه بيانگر فرهنگ باشد؟ يا فلكه قيصر امين پوركه فقط اسم اين شاعر برجسته را يدك مي كشد و اگر كسي او را نشناسد نام اين ميدان برايش بي مفهوم است.حتي تنها ميدان واقعي منطقه هم بي هويت است و در نماد آن هيچ نشاني از تاريخ 900 ساله فرحزاد وجود ندارد.
اگرچه ميدانها و فلكه ها بي هويت رها شده اند و توجه جدي هم به اين مسئله نشده و اغلب هم با اين شرايط خوگرفته ايم اما "بهروز جعفري" كه معتقد است اضافه نمودن عنصر هويت به فلكه ها و ميادين ضروري است مي گويد:" شخصيت 2 جنبه دارد،يكي مادي يكي ماهوي ،مادي براساس نمادهايي است كه در ميادين نصب مي شود و ماهوي به خاطر فعاليت هاي اطراف آن ،مانند (فلكه شهرداري سابق) كه اگرچه به نام قيصر امين پورتغيير نام يافته اما به خاطر هويت ماهوي آن كه وجود شهرداري در نزديكي آن است از سالها پيش ميدان شهرداري نام گرفته و اين هويت ماهوي تا سالهاي متمادي نام قديمي آنرا حفظ خواهد كرد".
وي با اين توضيح كه لزوما نبايد نام فلكه ها و ميادين متناسب با فيزيك و محيط آن محل باشد و مي تواند با نام يك شخص شخصيت گيرد خاطرنشان مي كند كه جداره هاي ميادين و فلكه ها بايستي جداره هاي متناسب با سيماي شهري باشد زيرا فضاهاي هنجار،انسانهاي هنجار را پرورش مي دهد و زيبايي يكي از مشخصه هاي فضاهاي هنجار است.
اين استاد دانشگاه نيز همچون كارشناسان بسياري بر تفكيك ميدان از فلكه و بر هويت بخشي فلكه ها و ميادين اصرار دارد.